مسجد الاقصی یا قبةالصخره ؟
مسجد الاقصی
مسجدالاقصی چه شکلیه؟ اگه همین الان اسم این مسجد بیاد سریعا در اذهان اکثر ما ها یک مسجد با پایه های هشت ضلعی و گنبدی طلایی رنگ شکل میگیره ودر صورتی که این مسجد ، مسجد الاقصی نیست . !
مسجدالاقصی ، مسجدی است در همان محوطه ی قدس . با گنبدی سبز رنگ . (همانطور که در شکل میبینید ! )
![]()
![]()
گنبد طلايي درست بر روي صخره قرار گرفته است. در صحن صخره، هشت چاه وجود دارد .
بناي قبة را كه بر روي اين صخره واقع شده است، عبدالملك بن مروان در سال 691 ميلادي ساخت. عبد الملك براي اينكه بتواند هزينه و مخارج اين عمارات را تأمين نمايد، دستور داد خراج و ماليات هفت سال سرزمين مصر را به اين كار اختصاص دهند. اما در سال 1099 ميلادي صليبي ها آن را به كليسا تبديل نمودند و بر روي صخره، جايگاه قرباني كردن قرار دادند، اما صلاح الدين ايوبي پس از فتح بيت المقدس آثار صليبيون را از بين برد و گنبد را تزيين نمود و ديوارها را با سنگ مرمر پوشانيد . پادشاهان ايوبي و مماليك مصر و خلفاي عثماني به تعمير و مرمت ساختمان مسجد اهميت فراواني دادند، چنانكه زيبايي هاي هنر معماري اسلامي در مسجد به فراواني ديده ميشود .
قبة الصخره يكي از زيباترين اماكن مقدسه ي روي زمين است و از نظر سبك معماري، نقشه و ساختمان از معدود ساختمان هاي بي نظير جهان محسوب مي گردد، زيرا داراي سه شاخص عمده در ساختمان مي باشد كه در ديگر مساجد و اماكن مقدسه مشاهده نمي گردد :
1- ساختمان كلاَ بر روي سكوئي ذوزنقه اي شكل واقع شده كه ابعاد آن عبارتند از :
ضلع شمالي 150 متر
ضلع جنوبي 125 متر
و اضلاع طرفين هر يك 160 متر
![]()
اين سكو - همان طور كه در تصوير مشاهده مي شود - تقريبا در ميانه ي حرم شريف واقع گرديده ، سه متر و نيم از كف و صحن حرم شريف بلند تر است و با هشت پلكان از چهار طرف به صحن حرم مربوط مي شود - محل اين پلكان ها در نقشه حرم الشريف ضميمه مشاهده مي گردد - اين پلكان ها را در اصطلاح موازين مي نامند . طول بعضي از اين پلكان ها زياد بوده و با معماري بسيار زيبايي ساخته شده است كه با محاذات ستون ها و طاق هايي بر روي آن ها ، منظره دروازه هايي را پيدا مي كند كه با شكوه خاصي در اطراف سكو ديده مي شود . به نحوي كه شخص از پايين احساس مي كند كه از دروازه ي بزرگي بايد وارد مسجد شود . در جستجوي علت احداث اين سكو چنين بنظر مي رسد كه براي حفظ حالت طبيعي صخره مقدس كه قله ي كوه بوده و براي تبديل شيب تند اطراف آن به يك سطح مسطح و صاف بنا گرديده است.
2- شكل قبة الصخره خلاف ساختمان هاي مساجد و اماكن مقدس جهان كه معمولا مستطيل شكل هستند، از يك هشت ضلعي منظم تشكل گرديده كه طول هر يك از اضلاع آن 20/19 متر و قطر آن 86/54 متر است .
![]()
3- ساختمان قبةالصخره باز هم خلاف ساختمان مساجد معمول فقط داراي يك گنبد بزرگ مي باشد كه قطر آن 77/23 متر و ارتفاعش 21 متر مي باشد . ارتفاع ساختمان از كف تا انتهاي گنبد 33 متر است .
![]()
چنانچه در تصوير افقي قبه الصخره ديده مي شود، در داخل ساختمان دو رديف ستون بر روي دو دايره متحدالمركز قرار دارد . در دايره بزرگ هشت ستون بزرگ است كه بين آنها نيز 16 ستون با قطر كمتر بر روي همان دايره پايه گذاري شده است .
بر روي دايره ي كوچك كه داخل دايره مذكور قرار دارد، چهار ستون برگ در چهارگوشه و بين آنها نيز مجموعا دوازده ستون ساده تعبيه شده است . گنبد بر روي ستون هاي اين دايره احداث گرديده است . فواصل بين اين ستون ها به كمك محجري چوبي و مشبك با ارتفاع متجاوز از يك متر محصور شده است .در حقيقت اين محجر به منظور محفوظ داشتن صخره مقدس احداث گرديده است و فقط در قسمتي كه شكل درب ساخته شده مي توان وارد محوطه صخره مقدس شده و به آن دست ماليد .
![]()
در كنار يكي از ستون ها و در قسمت جنوبي صخره مقدس، محفظه اي ساخته شده است كه به وسيله ي نردباني فلزي به سقف گنبد متصل مي شود كه به نشانه ي محل حركت تاريخي پيامبر اسلام (ص) براي معراج سماوي مذكور در تفاسير است. گفته مي شود كه در داخل اين محفظه يك تار موي حضرت محمد (ص) نگهداري مي شود .
نور و روشنايي داخل ساختمان به وسيله ي دو رديف پنجره تامين مي گردد كه يك رديف آن در ديوار هاي هشت ضلعي و رديف ديگر در ديواره تحتاني ساختمان است. اين ديورا ها با بهترين سنگ هاي مرمر و نيز ديوار هاي بالا با بهترين كاشي هاي ايراني و عثماني پوشيده شده اند. در سطح دروني گنبد آياتي از قرآن مجيد با بهترين خط و با طلاي ناب نوشته شده است .
سطح بيروني گنبد مطلا است و از نوعي آلياژ مخصوص پوشيده شده است كه دائما به رنگ زرد مي درخشد .
قبه الصخره چهار درب ورودي دارد كه در چهار سمت شمال ، جنوب ، شرق و غرب قرار دارند . معمولا فقط درب غربي براي ورود و خروج نمازگزارن باز است . درب جنوبي به نام باب المكه و درب شرقي به نام باب القضاء معروف است .
مسجدالاقصی
بحث در مورد تخریب اون رو اگذار میکنم به آینده ای نه چندان دور ولی اینکه مسجدالاقصی چه شکلیه خیلی مهمه . اگه همین الان اسم این مسجد بیاد سریعا در اذهان اکثر ما ها یک مسجد با پایه های هشت ضلعی و گنبدی طلایی رنگ شکل میگیره ودر صورتی که این مسجد ، مسجد الاقصی نیست . !
مسجدالاقصی ، مسجدی است در همان محوطه ی قدس . با گنبدی سبز رنگ . (همانطور که در شکل میبینید ! )
![]()
.و اما آن مسجد طلایی رنگ مشهور چیست ؟ این مسجد ، قبةالصخره نام دارد . فاصله ی آن از مسجدالاقصی حدودا ۱۵۰متر میباشد و در محوطه ی قدس قرار دارد و یهودیان به آن منطقه اورشلیم میگویند.
![]()
و اما در این عکس می توانیم این دو مسجد را با یکدیگر مقایسه کنیم و به راحتی ببینیم .
تمام ديوار هاي چهار طرف حرم الشريف با ارتفاع متوسط 10 متر و قطر زياد از سنگ هاي بزرگ و سفيد تراشيده شده اند .
![]()
![]()
و اما اینکه چرا باید ما فرق این دو را ندانیم . اکثریت مسلمین همین اشتباه را می کنند . باید توسط اطلاع رسانی صحیح این مسئله برای مردم جا بیفتد که بدانند قبله ی اولشان کجا بوده . متاسفانه در طول چند سال اخیر هر طرح و پوستری بوده .هر نقاشی بوده . هر سکه و اسکناسی بوده همگی به اسم مسجدالاقصی ولی با تصویر قبة الصخره بر ما جلوه کرده . البته قبة الصخره نیز برای مسلمانان مهم است ولی حکمش فقط در حد یک مسجد است ! ولی مسجدالاقصی از قداست خاصی برخوردار است که هیچ نقطه از جهان آن قداست را دارا نیست .
تخریب مسجدالاقصی
در سال ۱۹۶۹ یک مسیحی صهیونیست به نام دنیس مایکل دوهان تبعه ی استرالیا که به عنوان توریست به اسرائیل آمده بود با حمله به مسجدالاقصی آن را به آتش کشید . این هم عکس های مسجدالاقصی در آتش فتنه . :
![]()
![]()
![]()
مسجدالاقصی - آتش سوزی
در صبح روز 30 مرداد 1348/21 اوت 1969 يك صهيونيست استراليايي به نام دنیس مایکل روهان " Michael Dennis Rohan" مسجدالاقصی را به آتش کشید. گرچه اسراییلی ها اعلام داشتند که این فرد استرالیایی یک مسیحی صهيونيست دیوانه بود لیکن برخی منابع معتبر نیز بر این عقیده هستند که اين فرد یک یهودی توریست بود و از لحاظ سلامت عقلی نیز هیچ مشکلی نداشت.
همچنین آثار حریق دلالت بر آن دارد که اشخاص دیگری روهان را در آتش زدن این مسجد از خارج آن و از یکی از پنجرههای مشرف به باب المغاربه (که اسراییلی ها آن را منهدم کردند) هدایت و یاری رسانیدند.
![]()
در نتيجه ي اين آتش سوزي منبری که از چوب ساخته شده و با عاج و آبنوس تزيين گرديده بود و در ساخت آن نهايت دقت و ظرافتي كه در هنر اسلامي آن ايام معمول بوده ، به كار رفته بود و توسط نورالدین زنگی سفارش ساخت داده شده بود بعد از جنگ های صلیبی و فتح بیتالمقدس در سال 1187 یعنی دوران مسیحیت توسط صلاحالدین ایوبی از حلب به بیتالمقدس آورده شده بود و به منبر صلاح الدين ايوبي مشهور بود و قسمت هاي زيادي از مسجد طعمه حريق گرديد .
![]()
علاوه بر منبر صلاحالدین ایوبی، مسجد عمر ، محراب ذکریا، مقام الاربعین، سه رواق ممتد از جنوب به شمال با ستون ها و ایوان ها و تزئینات سقفی بر سطح مسجد فرو ریخت. دو ستون اصلی که گنبد روی آن استوار بود و اجزایی از گنبد داخلی که مزین بود ، محراب و دیوار های جنوبی ، پوشش مرمری و 48 پنجره گچی، شیشههای رنگی و فرش ها، سوره اسراء که با کاشی های معرق و تذهیب شده نوشته شده بود و از بالای محراب به سوی شرق امتداد داشت و بسیاری از تزئینات و آیات قرآنی طی این آتشسوزی از بین رفت .
ابتدا دولت اسرائيل آتش سوزي را ناشي از اتصال سيم هاي برق اعلام كرد ، اما اداره برق اين ادعا را رد كرد.
بخش به آتش کشیده مسجدالاقصی 1500 متر مربع از 4400 متر مربع مساحت کلی مسجد را در بر میگرفت.
به هر حال،اين حادثه خشم جهان اسلام را برانگيخت و التهابات گستردهاي ايجاد كرد.
يك ماه بعد از اين واقعه،و ظاهرا در واكنش نسبت به آن، نخستين كنفرانس سران كشورهاي اسلامي در رباط ، پايتخت مغرب تشكيل شد ؛ يكي از نخستين اقدامات اولين كنفرانس وزراي خارجه كشورهاي اسلامي كه يك سال بعد تشكيل گرديد آن بود كه روز 30 مرداد/21 اوت هر سال را كه سالگرد وقوع اين حادثه بود،به عنوان روز همبستگي ملت فلسطين اعلام كرد.
در 24 شهريور 1348/15 سپتامبر 1969 نيز شوراي امنيت سازمان ملل متحد، اسرائيل را به لحاظ به آتش كشيده شدن مسجد الاقصي تقبيح و تخطئه كرد.
حدود يك سال بعد از اين آتشسوزي، شوراي اسلامي بيت المقدس تعمير خرابي هاي ناشي از آن را آغاز كرد. كار اين تعميرات چندين سال طول كشيد، و طي آن بسياري از بخش هاي اين مسجد،از جمله قسمت هايي كه در آتش سوزي خسارتي نديده بود،از نو ساخته شد.علاوه بر اينها ، از محل درآمد موقوفات مسلمانان ، چندين آب انبار و بازارچه ي بزازي و دو مسجد جديد نيز بنا شد و مساجد موجود مرمت گرديد.
اگرچه كنفرانس سران كشورهاي اسلامي در پي اين آتش سوزي تشكيل شد و ناراحتي را ميان برخي مسلمين به وجود آورد اما هيچ گاه از سوي مسلمين عكس العملي كه بتواند رژيم صهيونيستي را از اين عمل پشيمان كند انجام نشد . *
براي آگاهي بيشتر ميتوان به گفته ي " گلدا مایر" نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي در اين مورد اشاره كرد :
از گلدا ماير نخست وزیر اسبق رزیم وحشی پرسیدند بدترین و بهترین روز عمر سیاسیت چه روزهایی بوده ؟
پاسخ داد :" بدترین و شوم ترین روز عمرم روزی بود که مسجد الاقصی را به آتش کشیدیم . و بهترین روز عمرم فردای روزی بود که مسجد را به آتش کشیدیم ."
پرسیدند دلیل چیست ؟
گفت :" روزی که مسجد الاقصی را به آتش کشیدیم از وحشت و ترس اینکه مسلمانان دنیا همه ما را قلع و قمع کنند و همه ما را به دریا بریزند به خود میلرزیدیم .و بهترین روز عمرم فردای آن روز بود که دیدیم حتی نفسی از کشورهای مسلمان برای اعتراض به ما در نیامد ."
*پي نوشت : اشاره به سخنان مقام معظم رهبري كه در مورد تخريب مسجدالاقصي فرمودند : « واكنش جهان اسلام به تخريب مسجدالاقصي بايد به گونهاي باشد كه رژيم صهيونيستي را پشيمان كند »
خطر بزرگ
بزرگترين فريضه ي ديني يهود ، بنا كردن معبد سوم است .
بنا بر اعتقاد يهوديان هيكل سليمان (معبد سوم) بايد بر خرابه هاي مسجد الاقصي بنا شود . زيرا قائل بر اين هستند كه مسجد الاقصي و قبة الصخره در مكاني بنا شده اند كه هيكل سليمان آنجا بوده است .
بنا بر تاريخ نه چندان مورد اعتماد يهود ، اولين بار هيكل سليمان در سال 586 قبل از ميلاد توسط بخت النصر پادشاه بابل تخريب گشت. طبق گفته ي همان مورخان دومين بار نيز معبد سليمان توسط تيتوس فرمانده سپاه روم در سال 70 ميلادي در همان روز !!! تخريب گشته است . كه اين روز در ميان يهوديان "تيشعابآو" نام دارد . كه يعني روز نهم از ماه آب (آو) .
![]()
به همين دليل تيشعا بآو يكي از روزهاي مهم در تاريخ يهوديان به شمار مي رودكه در اين روز به سوگواري مي پردازند . و ياد تخريب معبدشان مي افتند و بنا بر رسومات آيين خود اعمالي را انجام مي دهند . اما واجب ترين عملي كه بر گردن يهوديان در اين ايام نهاده شده است ، بازسازي معبدي است كه از سال 70 بعد از ميلاد تا به حال ساخته نشده است . مقدمه ي بنا سازي معبد سوم ، پاكسازي تمامي آثار اسلامي و همچنين يهودي سازي قدس مي باشد . اسرائيل با تشكيل سازمان هاي دولتي و همچنين سازمان ها و جنبش هاي غير دولتي كه هدفي جز تخريب مسجدالاقصي ندارند قصد دارد تا اين تخريب را خواسته ي تمامي مردم نشان دهد و آن را عادي سازي نمايد . فتاواي خاخام هاي يهودي همچون "شلومو گورون "،" يهودا عتصيون "،" يوسف ديان "،" مردخاي الياهو " و... مبني بر واجب بودن تخريب قدس و مباح بودن خون غير يهوديان باعث گرديده تا اين گروه ها هر ساله هنگام نزديك شدن به ماه " آو " فعاليت ها توطئه آميز خود را آغاز كنند .
![]()
آنچه در اين ايام مهم است هوشياري مسلمين جهان است . در اين روز ها كه اسرائيل بدون هيچ ابايي فلسطين را در هم ميكوبد و لبنان را مورد تهاجم و تجاوز قرار مي دهد ، هيچ خط قرمزي براي جنايات خود ندارد و كشور هاي همسايه را نيز تهديد مي كند و از شرق و غرب مورد حمايت قرار ميگيردو اذهان جهانيان را مشغول جنگ با لبنان كرده است بعيد نيست كه مسجد الاقصي در سوم آگوست (12 مرداد) كه موعدي است جهت تخريب ؛ مورد هجمه قرار مي گيرد .
مسجدالاقصي در سال 1969 توسط دنيس مك لوهان آتش گرفت مسجدي كه در سالهاي اخير صهيونيست ها تونل هاي بزرگي را زير آن حفر كرده اند و هر لحظه لرزه اي كوچك مي تواند تهديد بزرگي براي اين بناي مقدس اسلامي گردد .
آخرين نكته اي كه قابل توجه است آن است كه بناي معروف با گنبد طلايي در محوطه ي قدس كه همه آن را با نام مسجدالاقصي مي شناسند قبة الصخره نام دارد مسجدالاقصاي اصلي بنائيست با گنبد سبز رنگ در 400 متري قبة الصخره كه به علت تعريف نا صحيح ، مسلمين دچار شناخت اشتباه شده اند و اين اشتباه نبايد موجب شود تا اگر روزي مسجدالقصي مورد تخريب قرار گرفت ، جهانيان قبة الصخره را سالم ببينند و تصور کنند كه مسجدالقصي هنوز پايدار است .
اگر چه قبة الصخره نيز جزء آثار اسلامي است و يهوديان آن را نيز در برنامه ي تخريب خود جاي داده اند .
مسجد الصخره
چنانچه گفته شد صخره ي مقدسي كه پيامبر از روي آن به معراج رفتند در داخل قبةالصخره و درست در وسط آن قرار دارد . در داخل اين صخره غاري وجود دارد كه حدودا ده نفر مي توانند در آن نماز بخوانند و به همين جهت اين محوطه را مسجد صخره مي نامند .
كف مسجد الصخره در حدود 3 متر پايين تر از كف قبةالصخره است . داخل مسجد الصخره به وسيله ي برق روشن مي گردد .
صخره مقدس و مسجدالصخره در داخل آن ، در حقيقت يك قطعه سنگ واحد بزرگي است كه در اصل قله ي كوهي بوده است و لذا سطح بيروني آن به صورت حرم هرمي از كف قبةالصخره به اندازه ي يك متر و نيم بلندتر بوده و بر آمده مي باشد . اين صخره كه سخت است داراي رنگ سفيد مايل به كرم و تقريبا مانند نوعي مرمر به نظر مي رسد .
در زلزله ي در سال 1067، تَركي بر روي صخره ايجاد شد كه هم اكنون قابل مشاهده است .
قبة الصخره به علت زیبایی بسیار و همچنین ارزش و بهای زیادی که خلفای اسلامی برای آن قائل شده اند، در نظر مسلمین پر اهمیت تر از بنای مسجدالاقصی فرض شده است در صورتی که این چنین نیست .
قبةالصخره به علت زیبایی بسیار و همچنین ارزش و بهای زیادی که خلفای اسلامی برای آن قائل شده اند، در نظر مسلمین پر اهمیت تر از بنای مسجدالاقصی فرض شده است در صورتی که این چنین نیست .
تصاویری بیشتر از صخره ی مبارک :
http://www.alhadid.com/weblog/images/therock.JPG
http://www.alhadid.com/weblog/images/the-holy-rock.JPG

"من خدا را دارم"